[ثروت مایه ی رستگاری یا غفلت و هوسرانی]
1.(( در آنچه خدا به تو داده سرای آخرت جست و جو کن))1 اینکه مال و ثروت بر خلاف پندار بعضی کج اندیشان چیز بدی نیست مهم آنست که در چه مسیری به کار بیفتد. اگر به وسیله آن جست جوی سرای دیگر شود ، چه چیزی از این بهتر؟ اگر وسیله ای برای غرور غفلت و ظلم و تجاوز و هوسرانی و هوسبازی شود، چه چیزی از این بدتر؟
2.(( سهم و بهره ات را از دنیا فراموش کن))2 اینکه هر انسانی سهم و نصیب محدودی از دنیا دارد. بعضی اموالی که جذب بدن او یا صرف لباس و مسکن و... مقدار معینی است و مازاد بر آن هیچگونه قابل جذب نیست.
3.(( همانگونه که خدا به تو نیکی کرده تو هم نیکی کن))3 انسان همیشه چشم بر احسان خدا دوخته و از پیشگاه او هر گونه خیری را تقاضا میکند و او در چنین حالتی چگونه میتواند بر تقاضای صریح یا تقاضای حال دیگران را نادیده بگیرد و از همه اینها بگذرد
4.(( هرگز فساد در زمین مکن که خدا مفسدان را دوست ندارد))4 نکند که این امکانات مالی تو را بفریبد و ان را در راه فساد و افساد به کار گیری
5.(( قارون با تمام زینت خود در برابر قومش ظاهر شد))5 معمولا ثروتمندان مغرور، گرفتار انواعی از جنون میشوند که یک شاخه آن "جنون نمایش ثروت" است، آنها از اینکه ثروت خود را به رخ دیگران بکشند لذت میبرند، از اینکه سوار مرکب راهوار گرانقیمت خود شوند و از میان پابرهنه ها بگذرند و تحقیرشان کنند احساس ارامش خاطر میکنند.
6.((آنها که دیروز آرزو داشتند به جای او[قارون]باشند آنگاه که صحنه فرو رفتن او و ثروتش را به قعر زمین دیدند گفتند: وای بر ما! گویی خدا روزی را بر هر کس از بندگانش بخواهد گسترش میدهد و بر هر کس بخواهد تنگ میگیرد))6 یعنی اینکه هیچ کس از خود چیزی ندارد، هر چه است از ناحیه ی خداوند است، نه نه عطایش دلیل بر رضایت و خشنودی از کسی است و نه منعش دلیل بر عدم ارزش او در پیشگاه خدا است.
7.(( به خاطر بیاور زمانی را که قومش به او گفتند: این همه خوشحالی آمیخته با غرور و غفلت و تکبر نداشته باش که خدا شادی کنندگان مغرور را دوست نمیدارد))7 نداشتن خوشحالی که آمیخته با غرور و تکبر و غفلت باشد.